تبلیغات
ستاره آسمون*جانم فدای محمد رسول الله و اهل بیت پاکش - دکتر باقری در گفتگو با بصیرت: آمریکائی ها از محیط پیرامونی سعی بر تحمیل اراده بر ایران دارند

آمریکایی ها برای این که در حوزه دیپلماسی بر ایران تحمیل اراده کنند - و از همین منظر رهبر انقلاب اسلامی فرمودند آن ها به دنبال نابودی برنامه هسته ایی ایران هستند- در دو دایره راهبردی، یعنی دایره دیپلماتیک و پیرامونی ورود کرده اند

پایگاه بصیرت؛ گروه بین الملل: مذاکرات هسته ای بار دیگر در مقطع حساسی قرار گرفته است و در حالی که مهلت رسیدن به توافق جامع بعد از بیانیه لوزان، فردا 9 تیرماه پایان می یابد، طرف های غربی همچنان سخنان متناقضی را بیان کرده و سعی نمی کنند تا اراده سیاسی لازم را برای پایان یافتن مباحث به کار گیرند. در آخرین تحولات وزرای خارجه 5+1 بعد از مذاکرات به کشورهای خود بازگشتند و مباحث همچنان در سطح معاونان وزیر دنبال می شود.

در این میان رهنمودهای هفته قبل رهبر معظم انقلاب همواره مانع از زیاده خواهی غربی ها شده است. دکتر سیامک باقری، کارشناس مسائل هسته ای در گفتگو با خبرنگار گروه بین الملل بصیرت، این موضوع را به همراه دیگر مسائل هسته ای تشریح کرده اند که در ذیل می آید:

 

بصیرت: رهبر معظم انقلاب در آخرین سخنانی که درباره موضوع هسته ای داشتند، به انگیزه آمریکا مبنی بر ویران کردن صنعت هسته ای ایران اشاره کردند. چگونه در شرایط مذاکرات هسته ای بین ایران و گروه 5+1 این موضوع امکان عملی شدن دارد؟

دکتر باقری: اگر بخواهیم رفتارشناسی آمریکایی ها را در موضوع هسته ای ایران ببینیم و از این منظر به اهداف و انگیزه های آن ها در مورد برنامه هسته ای ایران برسیم، حداقل سه سطح رفتاری متمایز را می شود ملاحظه کرد:

سطح اول: تهدید سخت افزارانه؛ این تهدید از طریق ایجاد رعب و ترس جهت تغییر محاسبات مجموعه رفتار دولت، ملت و رهبران جمهوری اسلامی ایران است تا از این طریق برنامه های هسته ای ایران برچیده شود. این شیوه برخورد حداقل در شش سال اول طرح مسئله هسته ای ایران، برنامه ای بود که آمریکایی ها دنبال می کردند. طرح بحث محور شرارت، مبنا و زمینه ای بود که بتوانند از این طریق ایران را به این نتیجه برسانند که برنامه هسته ای خود را بایستی زودتر ببندید و تحویل آژانس بدهد.

سطح دوم: در مرحله دوم آمریکائی ها تحریم های اقتصادی شدید علیه ایران را دنبال کردند. تحریم های اقتصادی علیه ایران توسط آمریکا با این هدف بود که درآمدهای جمهوری اسلامی ایران را آن قدر کاهش دهند که فشار مضاعف و فلج کننده ای بر ملت ایران و نخبگان ذی نفوذ داخل ایران وارد شود و از طریق فشار از پایین به بالا، منجر به این شود که تصمیم گیرندگان جمهوری اسلامی ایران در مورد برنامه هسته ای خودشان، تصمیم متفاوتی بگیرند به این معنا که ادامه  برنامه هسته ای ایران با خسارت وارده ارزش چندانی ندارد. این خسارات در بحث اجتماعی می توانست بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل شود، یعنی از طریق حرکت های اعتراضی و مدنی و همچنین از باب این که نتوانند کشور را به سبب کاهش درآمدها مدیریت کنند، ایجاد شود.

سطح سوم: سومین سطح رفتاری آمریکایی ها، بحث مذاکره با ایران بود. ابزار دیپلماسی، زمانی مورد توجه و تاکید آمریکایی ها قرار گرفت و متقاعد شدند که به صورت اساسی و بنیادی از طریق دیپلماسی و مذاکره، موضوع هسته ای ایران را حل کنند، که کارآمدی ابزارهای سخت مثل تهدید و ابزارهای نیمه سخت مثل تحریم اقتصادی و اقدامات اطلاعاتی و عملیاتی نتیجه بخش نبودند، یعنی اگر چه ایران را تحت فشار قرار دادند، اما برنامه هسته ای ایران را متوقف نکرد.

نکته اصلی در این زمینه این است که تحلیل محتوای رفتارها، راهبردها و سخنان مقامات آمریکایی نشان می داد که قصد دارند برنامه هسته ای ایران را از طریق های مختلفی برچینند. الان موضوع هسته ای ایران در مرحله سوم رفتار آمریکائی ها، یعنی در حوزه مذاکرات قرار گرفته است. درست است که آمریکائی ها سعی دارند که در برنامه هسته ای چیزی به ایران داده شود، اما آنچه که قرار است بدهند به معنای این نیست که ایران قدرت و توان هسته ای داشته باشد. از نظر آمریکائی ها برنامه هسته ایی ایران را طوری بایستی مدیریت کرد که در فرآیند دیپلماسی، محدودسازی شود و ایران نتواند آن توانمندی های لازم از مجموعه برنامه های هسته ایی خودش حاصل کند به عبارتی نتواند توان بازدارندگی را از برنامه هسته ای خودش انتظار داشته باشد.

 

بصیرت: این برنامه در فرآیند دیپلماسی و مذاکره چگونه دنبال می شود؟

دکتر باقری: دیپلماسی یعنی معامله و مهم ترین عنصر دیپلماسی، چانه زنی طرفین است. هر کدام از طرف معامله که دارای منابع قدرت و عناصر چانه زنی بالاتری باشد، می تواند رقیب خود را نسبت به خواسته هایش بیشتر مجاب کند و اراده او را تغییر دهد. آمریکایی ها برای این که در حوزه دیپلماسی بر ایران تحمیل اراده کنند - و از همین منظر رهبر انقلاب اسلامی فرمودند آن ها به دنبال نابودی برنامه هسته ایی ایران هستند- در دو دایره راهبردی ورود کرده اند:

الف) دایره دیپلماتیک: در بحث هسته ای یک گفتگوی کاملا دیپلماتیک مطرح می شود، اما تلاش آمریکا این است که بتواند از طریق های مختلف بازرسی ها و دسترسی های بیشتر در برنامه هسته ای ایران داشته باشد، توانایی های هسته ای ایران را کاهش دهد و در مقابل ساختار تحریم ها را حفظ کند.

در بحث تحقیق و توسعه، هدف کاهش توانایی های هسته ای ایران است، یعنی تحقیق و توسعه ایران باید به گونه ایی رقم بخورد که توانایی های هسته ای ایران در بازه زمانی مشخص افزایش پیدا نکند. این برنامه ها در دل مذاکرات هسته ای دنبال می شود و تا کنون ما شاهد هستیم که در طی این هفده و هیجده ماهی که مذاکرات صورت گرفت، آمریکائی ها ده ها بار مواضع خودشان را عوض کردند.

ب) دایره پیرامونی: اولین نکته در این دایره آن است که یک جنگ نیابتی را در منطقه دنبال می کنند تا بتوانند عمق استراتژیک ما را تحدید کنند و به میزانی که عمق استراتژیک ما تحدید شود، چانه زنی آن ها در مقابل ما افزایش پیدا می کند و خواست های آنها هم زیاده خواهانه تر می شود.  آن ها جنگ نیابتی را در دو مقیاس دنبال می کنند: 1ـ مقیاس منطقه ای: که مربوط به عمق استراتژیک ما می باشد؛ 2ـ مقیاس ملی: که در این مقیاس سعی دارند تهدیدات تروریستی را  به سمت مرزهای ما سوق می دهند.

از سوی دیگر در بحث فشارهای اقتصادی از مسیرهای دیگر وارد می شوند، از جمله این که کاهش نفت را دنبال کردند تا ایران با مشکل اقتصادی در داخل مواجه شود و رضایت اجتماعی تحت تأثیر قرار گیرد. علاوه بر این دوگانه سازی تحریم ها یکی از مواردی است که آن ها دنبال می کنند تا ما را در یک وضعیت  پیچیده قرار دهند تا ما هم قانع بشویم که برداشتن تحریم ها بسیار پیچیده و چندلایه است و نمی شود در یک بازه کوتاه زمانی این تحریم ها برداشته شوند.

 موضوع بعدی در این زمینه انتقال تحریم ها است. یعنی می خواهند تحریم ها را از حوزه هسته ای به اتهاماتی که درباره مداخله ایران در منطقه دارند، منتقل کنند. همچنین تلاش می کنند تجارت خارجی ما را محدود کنند و در این زمینه اخلال ایجاد کنند.

نکته بعدی رقیب تراشی برای ایران است. مثلا در آسیای مرکزی و قفقاز اگر ایران یک مزیت نسبی در آنجا دارد، بلافاصله وقتی مزیت نسبی ما را در آنجا می بینند، تلاش می کنند ما را از دور رقابت خارج کنند و منظور از انجام این کارها این است که درآمدهای ملی ما را کاهش بدهند تا شرایط به گونه ای رقم بخورد که ما ناچار شویم به این نتیجه برسیم که مشکلات داخلی ما حل نمی شود، مگر این که از برنامه هسته ای خود کوتاه بیاییم.

در ضمن این اقدامات عملیات روانی و رسانه ای آن ها نیز دنبال می شود و وانمود می کنند که جامعه بین المللی از موضوع هسته ای ایران نگران است. این نوع عملیات روانی گسترده با این هدف است که ما را در محاصره روانی و تبلیغی قرار دهند تا ما در میز مذاکرات تحت فشار قرار گیریم.

 

بصیرت: طرح دوباره خطوط قرمز نظام در مذاکرات هسته ای توسط رهبر انقلاب، چه تأثیری در مذاکرات پیش رو دارد؟

دکتر باقری: به نظر من این موضوع حداقل دو هدف اساسی دارد:

1ـ اولین هدف رهبری این است که بر طرف های مقابل ما فشار وارد کنند و این نکته را تفهیم کنند که جامعه ایران و مقامات عالی جمهوری اسلامی ایران نسبت به خواسته های خودشان هیچ نوعی عقب نشینی ندارند.

2ـ به گونه ایی می خواهند از اشتباهات محاسباتی در داخل جلوگیری کنند، یعنی نباید به خاطر فشارها از اصول کوتاه آمد.

تأثیر این موضع گیری در آنجاست که هر جا رهبر نظام خطوط قرمز را با شفافیت لازم مطرح کردند، منجر به نقطه عطفی در مذاکرات شد. به عنوان نمونه آمریکایی ها به شدت به دنبال این بودند که برنامه هسته ایی در دراز مدت حتی 190 هزار سو نداشته باشد. در این زمان رهبر معظم انقلاب یکی از خطوط قرمز را همان بحث 190 هزار سو اعلام کردند و به گفته آقای عراقچی این موضع گیری در مذاکرات کمک کرد تا راه حل های دیگری را بیابیم که این 190 هزار سو برای ایران تامین باشد. در بحث بازرسی ها که رهبر انقلاب موضع گیری کردند، سبب شد تا غربی ها افراد مورد نظر برای بازرسی را بسیار کاهش دهند، هرچند جمهوری اسلامی این را هم نمی پذیرد. این ها بیانگر آن است که هر بار رهبر معظم انقلاب نکاتی را مطرح می کنند، در فرآیند مذاکرات اثرگذار باشد و تیم مذاکراه کننده ایران با استحکام بیشتری وارد مذاکرات شده و رقیب را به راه حل های دیگری وادار کنند.

بصیرت: مخالفت رهبر انقلاب با بازرسی های نامحدود نیز یکی دیگر از این موارد است.

دکتر باقری: آمریکایی ها بحث بازدیدهای نامحدود از برنامه هسته ای ایران را دنبال می کنند، اما مخالفت مقام معظم رهبری باعث شد که PMD موکول به بعد شد، اما آن ها آمدند پروتکل الحاقی از یک سو و PMD را از سوی دیگر دنبال کردند، یعنی ترکیب سازی بین پروتکل الحاقی و PMD که این ها شگردهایی است که آمریکایی ها در بحث بازرسی ها که هدف هایی بسیار بلندتر و فراتر از موضوع هسته ای ایران دارد، دنبال می کنند و به گونه ای سعی دارند مسئله پروتکل الحاقی و استثناء کردن برنامه هسته ای و بازرسی های از ایران را دنبال کنند. این موضوع ما را به این نتیجه م�� رساند که گویا آن ها بنا دارند علاوه بر موضوع هسته ای ایران، مباحث موشکی ایران را هم در دستور کار خودشان در آینده قرار دهند.

 

بصیرت: نکته ای که در اینجا وجود دارد این که چند هفته قبل مطرح شد که پذیرش پرتکل الحاقی جزء خطوط قرمز ما نیست. این سخن بر چه اساسی است؟

دکتر باقری: افرادی که می گویند پروتکل الحاقی جزء خطوط قرمز ما نیست، حداقل به دو استدلال متوصل می شوند:

1ـ اگر پروتکل الحاقی خطوط قرمز بود، ما در سال 1382 آن را در داخل نمی پذیرفتیم، چون خطوط قرمز آن جاست که امنیت ملی ما را مخدوش می کند.

2ـ 145 کشور پروتکل الحاقی را پذیرفته اند و از این تعداد، 125 کشور آن را تصویب و اجرا کرده اند. از زاویه دیگری این که پروتکل الحاقی یک معاهده بین المللی است و به یک قرارداد تقریبا متعارف تبدیل شده است.

با این همه نکته مهم این که در معاهدات بین المللی «حق شرط» وجود داردکه کشورهای می توانند از طریق آن آثار و پیامدهای آن را بر امنیت ملی خود کاهش دهند و لذا چون این معاهده این گونه است می توان آن را جزء خطوط قرمز معرفی نکرد. جمهوری اسلامی ایران می تواند همچنان که پنج کشور دارنده فناوری هسته ای حق شرط برای پروتکل الحاقی قائل شدند، ایران نیز این حق را دارد که در صورت پذیرش پرتکل، برنامه های امنیت ملی خود را نیز محفوظ نگه دارد، یعنی پروتکل الحاقی به شرطی پذیرفته شود که هیچ گونه بازرسی هایی از مراکز نظامی و هیچ گونه بازرسی هایی در سایت های حساس مربوط به امنیت ملی ما صورت نگیرد.

 

بصیرت: اقدام اخیر مجلس شورای اسلامی در الزام دولت به حفظ دستاوردهای هسته ای را چگونه تحلیل می کنید؟

 دکتر باقری: اقدامی را که مجلس انجام داد اگر چه به موقع نبود و بایستی زودتر انجام می گرفت با یکسری انتقاداتی از سوی دولت مواجهه شد، در حالی که الزماتی که برای برنامه هسته ای از طرف مجلس مطرح شد، در درجه اول همان مطالباتی است که رهبر معظم انقلاب مطرح کرد، یعنی در واقع سه بند مصوبه مجلس دقیقا خطوط قرمز هسته ای است که رهبر معظم انقلاب بارها تکرار کرده اند و اکنون به یک مصوبه قانونی تبدیل شد البته و این یک اقدام قابل توجه جهت تحقق مطالبات رهبری، مردم و منافع امنیت ملی بود

اولین تاثیر این اقدام این است که چانه زنی تیم هسته ای ما را در مذاکرات افزایش می دهد و تیم هسته ای ما می تواند مستند به چنین قانونی منافع ملی را دنبال کند.

دیگر این که این اقدام هر نوع اشتباه محاسباتی را هم جلوگیری می کند، چون طرف ها با یک قانون رو به رو هستند و از هر نوع اشتباهات محاسباتی یا اشتباه شدن در تحلیل ها جلوگیری خواهد کرد.

همچنین این موضوع بر زیاده خواهی آمریکا و غربی ها اثر می گذارد و می تواند سدی باشد در مقابل آن اراده اعمالی آمریکایی ها و غربی ها برای این که بتوانند در مقابل ایران زیاده خواهی کنند. /

با تشکر از جناب آقای باقری که وقت خود را در اختیار پایگاه بصیرت قرار دادند.

مصاحبه از: وحید قاسمی

شناسه مطلب : 276849|


برچسب ها: آمریکائی ها از محیط پیرامونی سعی بر تحمیل اراده بر ایران دارند ،

Search Engine Optimization SEO

كد ماوس